در روستایی کوچک در پاکستان، ریشسفیدان روستا خواستار تحویل مینای ۱۵ ساله به عنوان غرامت جنایتی هستند که برادرش مرتکب شده است. مرد بیرحمی که مینا مجبور به ازدواج با اوست، او را در اتاقی کوچک حبس میکند و تنها راه فرار او تخیل و خیره شدن به بیرون از پنجرهای کوچک است. در همین حال، دو خانواده در مجموعهای از پیچ و خمها با هم برخورد میکنند که ردی از درد، دلشکستگی و خون به جا میگذارد.
در روستایی کوچک در پاکستان، ریشسفیدان روستا خواستار تحویل مینای ۱۵ ساله به عنوان غرامت جنایتی هستند که برادرش مرتکب شده است. مرد بیرحمی که مینا مجبور به ازدواج با اوست، او را در اتاقی کوچک حبس میکند و تنها راه فرار او تخیل و خیره شدن به بیرون از پنجرهای کوچک است. در همین حال، دو خانواده در مجموعهای از پیچ و خمها با هم برخورد میکنند که ردی از درد، دلشکستگی و خون به جا میگذارد.
اولین نفر باشید دیدگاهی ثبت میکند
دیدگاه های کاربران