تفیتی، یک میرکت جوان، در ابتدا دوستی با بریستلز، یک خوک بوتهزار، را رد میکند. وقتی پدربزرگش توسط یک مار گزیده میشود، تفیتی برای یافتن گل درمان، راهی میشود. بریستلز میخواهد ثابت کند که ماجراجوییها همیشه با دوستان بهتر هستند.
تفیتی، یک میرکت جوان، در ابتدا دوستی با بریستلز، یک خوک بوتهزار، را رد میکند. وقتی پدربزرگش توسط یک مار گزیده میشود، تفیتی برای یافتن گل درمان، راهی میشود. بریستلز میخواهد ثابت کند که ماجراجوییها همیشه با دوستان بهتر هستند.
اولین نفر باشید دیدگاهی ثبت میکند
دیدگاه های کاربران